خواجه نصير الدين الطوسي

145

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

بدانند كه قرآن را بيرون از اين ظاهر تنزيل معنى و مقصود ديگر است كه طلب آن ببايد كرد ، و قرآن را از جهت تأويل چنين معجز است نه از جهت تنزيل مطلق ، پس تأويل قرآن هيچ كس نداند الّا خداى و راسخان در علم ، ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ و پيغمبر عليه السّلام از كار مولانا على لذكره السّلام و السّجود و التّسبيح به اين خبر بشارت داده و آن اين است كه « فيكم من يقاتل [ 116 ] على تأويل القرآن كما قاتلتكم على التّنزيل » ، يعنى آن كس كه در ميان شماست كه با شما بر تأويل قرآن همچنان شمشير زند كه من بر تنزيلش زدم ، و وصايت او لذكره السّلام كه در ميان معظّم است و اكثر اهل ملّت چنان مخفى و مبهم باز بود كه بعد از انتقال پيغمبر عليه السّلام خواصّ و عوامّ مجال آن يافتند كه ابو بكر را باجماع بخلافت‌ها داشتند ، و پس از آن عمرو پس از آن عثمان شد ، و در پيش كار افتادند از تعبيهء الهى و حكمت ربّانى كه مولانا على لذكره السّلام در آن بجاى آمده خالى نبود زيرا كه مىبايست كه اوّل ظاهر احكام شريعت كه بر عموم مشابهت پيمبرى مقدّر است ثابت گردد ، تا پس از آن معنى و حقيقت آن احكام كه خصوص و مباينت و تمييز است با ميان آيد ، و آن كون را اشخاص مىبايست كه عين و شخص آن حكم و آن كون باشند ، و ايشان آن اشخاص بودند ، و مثل اين حال چنان است كه اوّل شبى بمىبايست تا در آن شب صبحى پديدار آيد و پس از آن صبح آفتاب طلوع كند ، و مثل ايشان چون شب بود ، و مثل حضرت سلمان عليه السّلام كه منّا اهل البيت ، من عرفه كان مؤمنا و من أنكره كان كافرا ، چون صبح ، و مثل مولانا على لذكره السّلام چون آفتاب و حكم آن سه يار عين مشابهت و حكم سلمان عليه السّلام أثر مباينت ، و حكم حضرت مولانا على عليه السّلام عين مباينت